دانلود رمان سلبریتی از گیسو خزان

دانلود pdf رمان سلریتی اثر گیسو خزان
دسته بندی: نویسنده: گیسو خزان تاریخ به روز رسانی: 23 آبان 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:سلبریتی
  • ژانر:عاشقانه
  • تعداد صفحات:1573
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

15,000 تومان

امتیاز دهید

دانلود رمان سلبریتی

در این بخش از سایت کافه نویسندگان،رمان سلبریتی را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم.برای دانلود این رمان زیبا همراه ما باشید

خلاصه رمان سلبریتی

دامون پیران بازیگر مغرور و هوسرانی که دختر بی‌ پناهی رو نجات میده و میبره خونه خودش و ازش میخواد در ازای جای خواب محرمش بشه.. ولی نمی دونه اون دختر تازه از زندان آزاد شده و با نقشه پا به زندگیش گذاشته تا دامون و عاشق خودش کنه و بعد از جلب اعتمادش…

شاید شرمندگی من و دامون نسبت به همدیگه تا آخر عمر باهامون بود.. من به خاطر حقیقتی که مجبور شدیم از خانواده دامون پنهان کنیم و دامون به خاطر سلبریتی بودنش که یه زمانی بهش افتخار می کرد و حالا به خاطرش شرمنده بود که نمی تونست هر زمان که اراده کنه ساده ترین توقعات من و به عنوان شریک زندگی.. مثل یه قدم زدن دو نفره زیر بارون برآورده کنه. اونم به خاطر ترس از مردمی که نه برای دیدن بازیگر محبوبشون.. که برای سرک کشیدن تو زندگی خصوصیش همیشه حی و حاضر بودن و با یه گوشی دوربین دار و چند تا خبر دروغ برای جلب مخاطب.. می تونستن یه آدم و از عرش به فرش بکشونن.

کاش روزی می رسید که همه امون یاد می گرفتیم با زندگی خصوصی بقیه.. همون جوری رفتار کنیم که انتظار داریم بقیه هم با ما رفتار کنن و قضاوت کردن و به عهده کسی بذاریم که قدرت بی بدیل جهان هستیه! کسی که خیلی بهتر از این مردم می تونه به وقتش یه ستاره رو از آسمون هفتمش.. به مدت هفت سال تو هفتمین طبقه از زیر زمین یه زندان سرد و نمور بکشونه و به وقتش همون ستاره رو هم نشین بزرگترین و پر نور ترین ستاره ای کنه که برای مردمش یه سوپر استاره… یه سلبریتی… »عیب رندان مکن ای گوهر پاکیزه سرشت… که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت… من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش… هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت… «

بخشی از رمان سلبریتی

– اسمش دامونه! دامون پیران!
سرم پایین بود و همونطور که داشتم با نوک کفشم به پایه میز ضربه میزدم.. منتظر موندم تا ادامه اطلاعاتی که لازم بود داشته باشم و بده.. ولی سکوت یهوییش باعث شد سرم و بالا بگیرم. با شک و تردید و تعجب بهم زل زده بود.. سرم و به دو طرف به معنی دقیق و کلیدی »چه مرگته؟« تکون دادم که پرسید:
– نمی شناسیش؟
شونه هام و انداختم و بالا.. – باید بشناسم؟ نگاه متعجب و سوالیش.. اینبار ساسان و که درست پشت سرم وایستاده بود نشونه گرفت. برنگشتم ببینم چه اشاره ای بهش کرد.. چون صداش در نیومد. ولی یارو دیگه چیزی نگفت و رفت سراغ مطلب بعدی: – سی و یک سالشه.. تنها زندگی میکنه.. خونه اشم تو فرمانیه اس. تو کار…- وایسا بینم..
با لحن تند و صدای بلندم ساکت موند و زل زد بهم که طلبکارانه گفتم: – من با این نسناسای بالا شهری کاری ندارم. حالم از ریخت همه شون بهم میخوره. خودکارش و گذاشت رو میز و دستاش و تو هم گره کرد.. – خب حالا میگی چی؟ بگردم واسه تو یه مورد پایین شهری پیدا کنم؟ ساسان این کیه برداشتی آوردی اینجا؟ از همین الان بخواد چوب لای چرخ ما بذاره کلاهمون پس معرکه اسا! ساسان بهمون نزدیک شد و کنارم وایستاد.. دستش و گذاشت رو شونه ام و خطاب به اون یاروی پشت میزی که فامیلیش ملاشمس الدینی بود و هیچ جوره تو دهن من نمیچرخید گفت:
– به جون خودم نباشه به جون شما بهتر از این نمیتونی پیدا کنی واسه این کار

دسته‌بندی

داستان و رمان

نویسنده

ملیت

ایرانی

ژانر

عاشقانه

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود رمان سلبریتی از گیسو خزان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت
دانلود رمان سلبریتی اثر گیسو خزان
دانلود رمان سلبریتی از گیسو خزان

15,000 تومان