دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه

کافه نویسندگانکافه نویسندگان
329 بازدید
دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه

[icon name=”cloud-download-alt” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه با ژانر تراژدی و با لینک مستقیم در سایت کافه نویسندگان 

 

در این بخش از سایت کافه نویسندگان,دلنوشته کالفته ی به دار آویخته را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته به ادامه مطلب مراجعه کنید 

 

 

 

[icon name=”bookmark” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] خلاصه دلنوشته کالفته ی به دار آویخته:

 

در محرومیت نگاهت به سر میبرم، دست نیافتنی و درخشان. …
به زیر پایم مینگرم؛ آدمکها مورچه وار در تلاطم اند.
چهره ی ماه، نورانی تر از همیشه بنظر میرسد.
طنین ها در گوشم میپیچند و میان زمین و آسمان، معلقم میکنند.
از عمق آسمان مرا فرا میخوانند و از عمق زمین مرا میربایند!
نفسم را حبس میکنم و بی درنگ میپرم… . ما کالفته های به دار آوریخته ایم؛ که رویاهایمان را با فندک
سوزاندیم!

 

 

 

 

 

 

[icon name=”book” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] بخشی از دلنوشته کالفته ی به دار آویخته :

 

خون، در رگ هایم در حال خروش است.
بدنم بیحال و کرخت، چشمانم میخ سقف آسمان… .
نفسها لی لی کنان می آیند و میروند.
مغزم دستوری نمیدهد و میخواهد بخوابد، قلبم از پمپاژ خاطرات مسکوت مانده است؛
آخرین تصویر آسمان را با چشمانم گرفتم، همانگونه تیره و تار… .
***
خیره ی وجود مات و چهره ی ناپیدایش شدم.
ردای سیاهش پر از ناله و اندوه است.
انگشتان استخوانی اش مرا اشاره میکند، او مرا میخواهد!
دیگران مرا نمی ببیند، تنها سایه ی مرگ را از پشت قامتم حس میکنند.
از زمین خاکی طرد شدم، اما او همچنان مرا میخواهد و از قعر آسمان مرا طلب میکند.
***
چشمانم رنگ ترس دارند و ل*بهایم مهر سکوت!
موهایم پریشان و تشنه ی انگشتان باریک و کوچکت… .
تو نمیتوانی مرا ببینی و من هم نمیتوانم نبینمت.
ما کالفته های به دار آویخته ایم، که ما را در دجیه

نگاهشان به زنجیر کشیدند.
***
عاشقانه هایت را به گور میبرم، تلاطم اشکه ای درخشانت باعث

جوانه زدن گلایل های قبرم میشود.
هرگز دل نسوزان و به زبان نیاور که برگرد!
من با لبخند لبانت، گیسوی مواجت رفتم و تو خالی از من ماندی.
مرا از خاطرت برهان و هرگز نامم را طلسم رویاهایت نکن.

دستهایم به زنجیرهای قطور آمیخته، صدای ناله و گریه به گوش میرسد.
به هر سو مینگرم آتش است!
نجوایی در فضا میپیچد که روانم را میخراشد، مرا توبیخ میکند، ملامت خود آزاری و آسیب روح زخم خورده ام… .
ملامت روزهای زندگی که با مردگی کردن گذرانده ام.
من کالفت های بودم، که دچار اندروایی بی برگشت شده.
من، مستحق آتشی هستم که خود به پا کردم!
***
درد دارد، فشار بغضی که نه فرو مینشیند و نه سر ریز میشود.
درد دارد، دلی که منع بودن را نفهمد و هر بار برای نفس های او بتپد.
درد دارد، درد دارد که برای دیدن چشمانت ببارد، اما او با دگری قصد یاری بکند!

 

 

 


[icon name=”address-card” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] اطلاعات اثر:


  • [icon name=”align-justify” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] دسته بندی:دلنوشته
  • [icon name=”address-card” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”]عنوان: کالفته ی به دار آویخته
  • [icon name=”male” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] نویسنده: خط سیاه
  • [icon name=”map” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] ژانر: ترازدی

 


[icon name=”address-card” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] شناسنامه اثر:


  • [icon name=”font” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] سطح اثر: —
  • [icon name=”eye” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] ناظر: —
  • [icon name=”check-square” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] ویراستار: رز سیاه
  • [icon name=”paint-brush” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”red”] طراح: ملیکا مومنی زاده
  • [icon name=”user-alt” style=”solid” class=”red” unprefixed_class=”re”] کپیست: Klin

 

[icon name=”heart” style=”solid” class=”red ” unprefixed_class=”red”] دلنوشته های پیشنهادی برای دلنوشته کالفته ی به دار آویخته :

 

دانلد دلنوشته شاکله از وادی

دانلود دلنوشته پژواک مرگ از آتریسا اکبریان

دانلود دلنوشته انتظار را باید خورد نه کشید از ح_وفا

دانلود دلنوشته روح قلب خاکستری از کیاناز تربتی نژاد

دانلود دلنوشته قفس از ح_وفا

لینک های دانلود دلنوشته
دسته بندی دلنوشته
اشتراک گذاری
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید شاید نباید آن را عشق نامید. شاید نام حقیقی آن دوستی است.(وقتی نیچه گریست اثر آروین یالوم)

نوشته های مرتبط

0 پاسخ به “دانلود دلنوشته کالفته ی به دار آویخته از خط سیاه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
هیچ محصولی در سبدخرید نیست.
ورود به سایت