رمان غاشیه اثر محدثه جهشی

دانلود رایگان pdf رمان غاشیه اثر محدثه جهشی
دسته بندی: تاریخ به روز رسانی: 28 دی 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:غاشیه
  • نویسنده:محدثه جهشی
  • ژانر:جنایی | معمایی | عاشقانه
  • تعداد صفحات:133
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

4.5/5 - (2 امتیاز)

در این بخش از سایت کافه نویسندگان،رمان غاشیه اثر محدثه جهشی را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم.برای دانلود رمان غاشیه اثر محدثه جهشی با ما همراه باشید.

خلاصه رمان غاشیه

سیبل نگاهت را به دنیا دوخته‌ای!و مگر می‌‌شود انسان‌های جان پرست؛آن را با گلوله‌های زبان‌شان تار و مه آلود نکنند؟فرار شاید، تنها چاره‌ای برای زندگی باشد.اما سرنوشت منحوس را چه باید کرد؟زنده در برزخ مانده‌ای و آوای تمناهایت، پرده‌ی گوش‌ها را می‌کِشد!سکوت کن؛این‌جا سکونتگاه جان پرست‌هاست…

مقدمه رمان غاشیه

خار و خاشاک ها دویدن را از او سلب میکند.گویی که گلوله‌ها قلب آسمان را خراش داده.هراس در جان لانه میکند،غاشیه ها از چهره فرود می‌آید،و انگار نیش های زهرآگین، ماندگار است.به دیواره‌های سلول چنگ می‌اندازد اما نمیداند تنها سی*نه ی تاریک زخم خورده‌ی خود است که خراش‌برمیدارد.باریکه ای از نور، تنه ی سخت او را میپوشاند.
آری ماِه شب است که منجی سایه‌ای چو او می‌شود…

بخشی از رمان غاشیه

قدم‌های سریع و بی امانش، پیاده رو را طی می‌کرد و میان آوای نفس‌های بند آمده‌اش سر برگرداند و به پشت سر نگاهی انداخت؛ خداراشکر کرد که مجدد توانسته بود، از چنگال آن دیو صفت بگریزد.انگشتان ظریف و بیرون آماده از ساق دستش سفید و یخ‌زده می‌نمود، طره‌ی حالت دار موهای شبرنگش را داخل مقنعه راند و مژه بر هم زد؛ دیگر طاقت این آوارگی را نداشت.آه عمیقی از سینه بیرون داد و کلید را در قفل چرخاند و با فشار کوچکی به در قدیمی داخل شد.مقنعه‌اش را روی کاناپه انداخت و با همان مانتو روی تخت افتاد.فردا دانشگاه نداشت و با خیالی آسوده می‌توانست به کارهایش برسد.نیشخندی زد و با خود اندیشید که همه در این مواقع می‌گویند استراحت می‌کنیم و یک دل سیر می‌خوابیم؛ اما زندگی آن‌ها تفاوت‌های بسیاری داشت.چشم‌هایش به تازگی گرم شده بود که صدای فریاد همسایه‌ی طبقه بالایی‌شان مانع از دفع خستگی‌اش شد.دعوا و دعوا، چرا طلاق نمی‌گرفتند؟!لبانش را کج کرد و با حرص گفت:- به تو‌ چه؟!

برخواست و لباس‌هایش را با بافت طوسی رنگی، تعویض و زیر کتری را روشن کرد.با نوای گشوده شدن درِ خانه، نیم تنه‌اش برگشت و خواهر بزرگترش در نظر هویدا شد که همان‌طور دست‌هایش را تکان می‌داد، خطاب به فرد پشت خط، صدایش بالا رفت:

-بد کردم بهت گفتم تا زندگیت تباه نشه؟اصلا برو به درک!و طبق خلق و خوی عصبی و غضبناکش سمت اتاق رفت و افسار زبانش را رها کرد و گفت:- مرتیکه‌ی بدقواره برای من طلبکار هم میشه!دخترک لبخندش را پوشانده و دست به سینه، شانه‌اش را به چهارچوب تکیه داد:

– باز چی‌شده؟مخاطبش یقه‌ی تاپ سبز را به عقب کشید و موهای صاف‌اش را از شر آن کش که به مانند سیم ظرفشویی بود، خلاص کرد و گفت:- بهش میگم سرطان دارم میگه من تا آخرش باهات هستم!چشم‌های مشکی و گرد ماهور، فراخ از بهت و ناباوری شد و با وحشت جلو رفت:- چی میگی، حالت خوبه؟!

لینک‌های دانلود رمان غاشیه
ملیت

ایرانی

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها
  1. ن

    دانلود نمیشه

    • کافه نویسندگان

      سلام.لینک‌های دانلود اصلاح شد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت