رمان عابر بی سایه اثر زینب ایلخانی

دانلود pdf رمان عابر بی سایه اثر زینب ایلخانی
دسته بندی: نویسنده: زینب ایلخانی تاریخ به روز رسانی: 10 مرداد 1401 تعداد بازدید: 29 بازدید
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:عابر بی سایه
  • ژانر:عاشقانه
  • تعداد صفحات:1477
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

  • لینک‌های دانلود در انتهای صفحه قرار دارند
  • با خرید قانونی کتاب ها، از ناشران و مؤلفان حمایت کنیم.
  • با ثبت نام رایگان در سایت کافه نویسندگان؛ به هزاران کتاب صوتی و الکترونیک رایگان دسترسی داشته باشید.
  • کافه نویسندگان؛ مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های صوتی و الکترونیک
4/5 - (1 امتیاز)

دانلود رمان عابر بی سایه

دانلود رمان عابر بی سایه اثر زینب ایلخانی.در این بخش از سیات کافه نویسندگان،رمان عابر بی سایه را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم.برای دانلود رمان عابر بی سایه اثر زینب ایلخانی با ما همراه باشید.

خلاصه رمان عابر بی سایه

رسومات كهنه و متحجر يك قبيله مرا از دل تمدن بيرون كشيد و حال من اسير امپراطوري بزرگ تو ! خانى و جان شده اي… سرزمين وجودم را با يك شبيخون به تاراج ببر و قلبم تنها غنيمت اين جنگ! قسم ميخورم تسليم تسليمم… درنگ نكن با عشق بتازان و بيا….

خیابان هاى این شهر مرا بی تو نمیخواهند… خاطره هایم امشب به یقین جنایت کار ترین قاتل زمانه خواهند شد… به من که نه! به زنی که زمانی دوستش داشتتی رحمی کن  و قدرى از خودت را برایم باقی بگذار و چه قدر امروز معنی این چند سطر توصیف از جنسیتم را خوب میفهمم “زنانگی یعنی این که گوشی تلفن را بردارى و براى جایی رفتن از کسی اجازه بگیرى…

نه که عهد قجر باشد، نه که اجازه ات دست خود نباشد، یک وقت هایی آدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسی تا دلش قرص شود که مهم است براى کسی! این روزها که بی اجازه و با اختیار می زنم بیرون انگار بی کس ترین زن عالمم…” چه قدر متنفرم از عابران دست در دست هم گره خورده!

از دخترکانی که شانه اى مردانه در کنارشان دارند… من امروز ،حتی از منی ،که تو را ندارم متنفرم… خورشید بی رحمانه به صورتم میتازد و من در مرداد آتشین تابستان ،شاهد انجماد یکباره تمام احساساتم بودم…

در ایستگاه اتوب*و*س نشستم و خیره به مردم این شهر هنوز تو را جست و جو میکنم! میبینی هنوز چه قدر دیوانه ام ؟؟ که به یافتن کسی که حتی لباسش شبیه تو باشد و ثانیه اى مرا امیدوار کند که تو هنوز در این شهرى دل بسته ام؟! این اشك ها آبرو سرشان نمیشود ! نگاه ترحم انگیز منتظران اتوب*و*س خط واحد برایم مهم نیست… راستی ایستگاه آخر کجاست؟! ایستگاهی که من اورا پیدا کنم چه نام دارد؟! سرم را به دیوار شیشه اى ایستگاه تکیه میدهم

بخشی از رمان عابر بی سایه

اصلا آن روزها معنى ناراحتى و نگرانى براى من فقط در امتحان ها و تصادف ماشينم خلاصه ميشد؛ چه ميدانستم آينده برايم از درد و نگرانى تعبير بهترى خواهد داشت؟! دومين مهمانى بود كه سوشا با جمع ما همراه ميشد در اين يك ماه آشناييمان همه چيز خوب پيش رفته بود هرچند كه بعضى از رفتارهايش اصلا با مزاج و فرهنگم سازگار نبود سوشا با تيپ و استايل خاصش مورد توجه دخترهاى مهمانى بود انصافا خوش هيكل، خوش پوش و قابل بود؛ فرم صورت مردانه اش با چشم هاى قهوه اى روشن و درشتش و پوست گندم گونش تركيب مقبولى از او ساخته بود. در حال روشن كردن سيگارش با آن فندك عجيب اژدهايش كه با زمرد مزين شده بود نزديكم شد، زير لب و با حرص گفتم: _ امشب ١ پاكت كشيدى فكر كنم خنده كجى تحويلم داد و دود سيگارش را عمدا روى صورتم گرفت و گفت: _ پنجميه دخى با حرص دود را از جلوى صورتم تكاندم و گفتم: _ از اين حركتت متنفرم مچ دستم را گرفت و فشرد:

_ منم از اينكه همش با اين پسرها ** ميزنى متنفرم _ باز شروع كرديا خودت خواستى بياى اخم تندى كرد و گفت: نميومدم راحت تر بودى؟ بايد آرامش ميكردم مادرم هميشه ميگفت: “غيرت يه مرد بالاترين سرمايشه حالا از هر نژاد و طبقه اى كه باشه” دستش را نوازش كردم_ سوشا خودت ميدونى اينا همه ،هم دانشگاهيامن! چند ساله با هم هستيم ،باور كن صميميتمون لطمه اى به رابطه من و تو نميزنه پوزخند حرص در آورى زد و گفت:

_ منم يك ترم هم دانشگاهيات شدم كه الان اينجاييم از كجا معلوم قبل و بعد من هم دانشگاهى هاى ديگه ات… نگذاشتم حرفش را تمام كند دستش را با عصبانيت رها كردم و رو بر گرداندم خواست دل جويى كند كه صنم از راه رسيده مانع شد تمام لباسش خيس بود وقتى براى شستن لك كيك از روى لباسش به دست شويى رفت توقع همچين صحنه اى را داشتم من و سوشا هر دو بى اختيار خنديديم لبخند روى لبش ماسيد و به لباس خيسش خيره شد ؛با لحن مظلومانه اى گفت:

_ خيلى ضايع است ؟

دیگر رمان‌های زینب ایلخانی

  1. رمان آخرین سرو
  2. رمان آقای هنرپیشه 
  3. رمان ماه طوفان
  4. رمان آوای درنا
  5. رمان مسافر کوچه آرام
  6. رمان هزارجم

رمان‌های پیشنهادی

  1. رمان آن خنده بلند اثر طاهره آرموئیان (الف)
  2. رمان قند سیاه اثر آذر یوسفی
  3. رمان پایان آوریل اثر شقایق لامعی
  4. رمان الفبای سکوت اثر زینب عامل
  5. رمان عقاب بی پر اثر دریا دلنواز

اگر صاحب امتیاز این اثر هستید

لینک‌های دانلود رمان عابر بی سایه
دسته‌بندی

داستان و رمان

نویسنده

ملیت

ایرانی

ژانر

عاشقانه

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان عابر بی سایه اثر زینب ایلخانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت