رمان هزار چم اثر زینب ایلخانی

دانلود رایگان pdf رمان هزار چم اثر زینب ایلخانی
دسته‌بندی‌ها: , نویسنده: زینب ایلخانی تاریخ به روز رسانی: 3 تیر 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:رمان هزار چم
  • ژانر:عاشقانه | معمایی | هیجانی
  • تعداد صفحات:3244
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

10,000 تومان

  • با خرید قانونی کتاب ها، از ناشران و مؤلفان حمایت کنیم.
  • با ثبت نام رایگان در سایت کافه نویسندگان؛ به هزاران کتاب صوتی و الکترونیک رایگان دسترسی داشته باشید
  • کافه نویسندگان؛ مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های صوتی و الکترونیک
امتیاز دهید

دانلود رمان هزار چم از زینب ایلخانی

دانلود رمان هزار چم از زینب ایلخانی.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان هزار چم را برای شما عزیزان آماده کرده‌ایم.برای دانلود رمان هزار چم با ما همراه باشید.

خلاصه رمان هزار چم

ريحانه از يك خانواده سنتى و با عقايد محدود ، دل در گرو قهرمان داستان حاج امير جبارزاده دارد، جوانمردى پهلوان مسلك كه خصوصيات ويژه خاصى دارد، اما دست تقدير و اشتباهات مختص سن كم ريحانه باعث ازدواج اشتباه او با شهاب جبارزاده پسر عموى حاج امير ، مي شودازدواجي كه تنها از سر انتقام بچگانه شهاب مي باشد حاج امير كه پسر عموي بزرگتر شهاب است و هميشه حكم پدر او را داشته است از عشق و احساس خويش نسبت به ريحانه چشمپوشى ميكند و اين شروع اولين چم از هزارچم روايت است…

تاريخ، هميشه بى رحم بوده است…هميشه تلخ…هميشه قاتل…از چنگيز ها و اسكندر ها مي گويد؛  از قتل عام بشريت؛از جنگ ها، از  مرگ، از بى عدالتى…از بذل و بخشش خاك سرزمين ها…از جنايات بر سر تاج و تخت….تاريخ مگر چند كوروش، امير كبير، كريم خان، دارد؟!مگر چند كشيش فداكار چون ولنتياين دارد؟!براى همين از زنگ تاريخ متنفر بودم…اما چند سالى است گير كرده ام زير سنگينى كتاب قطور تاريخ زندگى ام…

ميان برگ هاى كتاب تاريخ، خشكم كردند…فصل هايش… آه فصل هايش!فصل هاى اين كتاب، تكرار مهر و آبان و آذر بود….فروردينش هيچ وقت نرسيد…زرد بود…برف هم نداشت…نه اشتباه نكنيد!از مهر و آبان و آذر هاى آن سال ها نميگويم.از پاييزى كه شما ميشناسيد؛ نميگويم…درست مثل همين پاييز هاى جديد الوقوع!همين ها كه نه باران دارد؛  نه اسمش هواي دو نفره است!پاييز انفرادى…

پاييزش لعنتي تر از هر پاييزى است…برگ هايش طلايي نميشوند، زرد ميشوند. ميسوزند؛  خشك ميشوند؛ و بعد رفتگر يك مشت لاشه برگ، لاشه زندگى؛ جمع ميكند و ميريزد داخل همين سطل هاي بزرگ و كريه سياه سر هر كوچه…بعد لاشه برگ ها بين استخوان مرغ و ماهي و گاه پوشك كثيف يك بچه، ميگندند!سمي ميشوند!اصلا شايد اين آلاينده هاى پاييز هاي جديد، زير سر همين برگ هاى گنديده باشد!پاييزى كه دود دارد…

خورشيدش از تابستانش لجوج تر ميتابد اما…اما آه… آه از سوز پدر كش هواى بي باران و خشكش،كه چنان به پوستت ميتازد كه حس كنى بايد برگ شوي؛ زرد شودي؛ بسوزي؛ بگندي؛بگندي و بعد… بعد انتقامت را از همه مردم شهر بگيرى…اما شايد يك قطره از آن پاييزهاى خوش،  هنوز آنجا مانده باشد… آنجا در يكي از پيچ ها، قدري عطر تو، با رنگ طلايي پاييز،  بايد پيدا شود.بايد…

بخشی از رمان هزار چم اثر زینب ایلخانی

راننده از ماشينش پياده شده است و فرياد ميكشد.-    چالوس!چالوس! آقا چالوس؟ خانم چالوس؟ چند لحظه نگاهش ميكنم.  انگار هنوز خودم هم باورم نشده است چه تصميمى گرفته ام! مرد بار ديگر ميپرسد. –    آبجى چالوس؟؟ آبجى؟! بغض ميكنم. اين روزها منتظرم كسى حرفي بزند… عطري شبيهش پيدا شود… يا حتي از كوچه اي رد شوم و از خانه اي بوي قرمه سبزى بيايد و من بغض كنم و اشك بريزم…اين غذاى مورد علاقه اوست… اين جمله اوست… اين عطر اوست… اين اوست! آن اوست! خدايا يك “او” همه زندگي ام بود، يك دو حرفى ساده…

عادت داشت با هر زن نامحرمى كه همكلام ميشد، آبجى خطابش كند. اما هيچ وقت هيچ وقت به من آبجى نگفت.

اوايل ريحانه خانوم بودم و بعد تر ها ريحان گلى اش شدم… با همان بغض سمج و گلوگير، از راننده ميپرسم – آقا ميشه مسافر ديگه اى نزني؟ راننده سرى تكام ميدهد. –    كرايه ات ميره بالاها! جلو ميروم. در ماشين را باز ميكنم. –    عيب نداره راننده هنوز مردد است. –    كجا پياده ميشي؟

–    هزار چَمَ

خدا ميداند با گفتنش چه طور بغضم سر باز ميكند و من براى اينكه راننده اشكهايم را نبيند سريع سوار ميشوم و در را ميبندم…. راننده كه سوار ميشود، قبل از بستن در، “ياعلى” ميگويد. بي اختيار سرم را بالا مي آورم.  صدايش در سرم كه نه، در جانم ميپيچد و من به دنبال خودش در اين فضاي چند وجبي ماشين ميگردم. اما جز من و راننده، كسى اينجا نيست…

رمان‌های پیشنهادی

  1. رمان مه زده اثر معصومه شهریاری (آبی)
  2. رمان بازی خصوصی اثر نیلوفر قائمی فر
  3. رمان با ماهی ها غرق می شوم اثر شادی منعم
  4. رمان میان لاشه ایستگاه متروکه اثر رهایش
  5. رمان سالتو اثر مهدی افروز منش

اگر صاحب امتیاز این اثر هستید

دسته‌بندی

داستان و رمان

نویسنده

ملیت

ایرانی

ژانر

عاشقانه, معمایی, هیجانی

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان هزار چم اثر زینب ایلخانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت