رمان حافظه شخصی اثر رها امینی

دانلود رایگان pdf رمان حافظه شخصی اثر رها امینی
دسته‌بندی‌ها: , , تاریخ به روز رسانی: 8 خرداد 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:رمان حافظه شخصی
  • نویسنده:رها امینی
  • ژانر:عاشقانه | اجتماعی | معمایی
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

امتیاز دهید

دانلود رمان حافظه شخصی اثر رها امینی.در این بخش از سایت کافه نویسندگان ، رمان حافظه شخصی را بریا شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان حافظه شخصی اثر رها امینی با ما همراه باشید

 خلاصه رمان حافظه شخصی

سایه موهوم گذشتهای که دو سال از آن میگذرد، روی زندگی رها موحد افتاده و روابطش را با پدرش خدشهدار کرده است. درست زمانی که سرنوشت در حال رو کردن دست دیگری ست، سایه ها به مرور کنار میروند و همه چیز را تغییر میدهند و در این میان؛ آریان، پسری که به طرز عجیبی همیشه در کنار رهاست، بی آنکه هویتش معلوم باشد. قبله گاه من فقط رو به سوی آغوشش بود و من از خدایی سخن گفتم؛،که در اولین نگاه …مسلمان چشمانش شدم به آرامی چتری هام رو کنار زدم تا فضا رو بهتر ببینم. نفس عمیقی که می کشم پر می شه از بوی.قهوه فرانسوی؛ همون قدر تلخ، همون قدر خاص
با لبخند وارد کافی شاپ شدم و نگاهم بین میزهای پر و خالی چرخ خورد اما ندیدمش. مچ دستم روبرگردونم تا ساعت رو ببینم. هشت و نیمه و ما ساعت هشت قرار داشتیم. ابروهام با گیجی به هم!نزدیک می شه. نکنه رفته؟

بخشی از  رمان حافظه شخصی اثر رها امینی

– !اگه طرف نیومده ما می تونیم در رکابت باشیم ها سرم به چپ چرخید. دو پسر با سبیل های تازه جوانه زده و چشم هایی براق که داشتن با نگاهشون
دعوت نامه می فرستادن. همینه دیگه! با مانتو شلوار ساده مشکی و مقنعه خاکستری رنگ و بدون یک مثقال آرایش، قشنگ شبیه دختر دبیرستانی ها شدم.چشم غره ای بهشون رفتم و گوشیم رو در آوردم شماره اش رو بگیرم که یه آقایی کنارم ایستاد
– شما خانم موحدی؟.

با تعجب سری براش تکون دادم و اون با دست به طبقه ی بالا اشاره کرد
– .دوستتون بالا منتظر شماست

آروم از پله ها بالا رفتم و ته دلم خوشحال شدم که با وجود تاخیرم هنوز اینجاست و نرفته. فضای.بالایی کافی شاپ از پایین کوچک تره، اما خوشگل تر و مدرن تر نگاهم دست از کنکاش دیزاین مشکی زرشکی کافه برداشت و روی خودِ خندانش ثابت شد. .هیچکس بالا نبود جز خودش که با دیدن من مثل فنر جهید و اومد سمتم و با ذوق بغلم کرد
– !اصلا انگار نه انگار همین چند ساعت پیش دیدمت. دلم تنگت رفت رفیق .با خنده مشتی به بازوش کوبیدم و روی صندلی نشستم و پاهام رو کشیدم تا خستگیم رد بشه
– حالا نمی تونستی بیای خونه مون و دلت رو گشاد کنی رفیق؟ حتما باید نصفه شبی من رو میکشوندی این جا؟:با ناخن لاک خورده نارنجی رنگش روی شمعی که روی میز بود خط انداخت و خنده کنان گفت
– هشت شب تازه سر شبه خانم مرغه اوالا، دوماً گفتم یه خرج رو دست خودم بذارم. تو چرا شاکی می شی؟
– شاکی کجا بود؟ دمتم گرم که دعوتم کردی. راستش رو بخوای همون جلوی در بوی قهوه هوش.از سرم برد

لینک‌های دانلود رمان حافظه شخصی
دسته‌بندی

داستان و رمان

نویسنده

رها امینی

ملیت

ایرانی

ژانر

عاشقانه, اجتماعی, معمایی

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان حافظه شخصی اثر رها امینی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت