رمان سکون اثر عالیه جهان بین

دانلود رایگان pdf رمان سکون اثر عالیه جهان بین
دسته‌بندی‌ها: , تاریخ به روز رسانی: 30 فروردین 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته بندی:داستان و رمان
  • عنوان:سکون
  • نویسنده:عالیه جهان بین
  • ژانر:عاشقانه | اجتماعی
  • تعداد صفحات
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

  • با خرید قانونی کتاب ها، از ناشران و مؤلفان حمایت کنیم.
  • با ثبت نام رایگان در سایت کافه نویسندگان؛ به هزاران کتاب صوتی و الکترونیک رایگان دسترسی داشته باشید
  • کافه نویسندگان؛ مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های صوتی و الکترونی
امتیاز دهید

دانلود رمان سکون به قلم عالیه جهان بین.در این بخش از سایت کافه نویسندگان، رمان سکون را برا شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان سکون به قلم عالیه جهان بین با ما همراه باشید.

 خلاصه رمان سکون

سختی های زیادی کشیده.. بی تابانه عاشقِ دخترِ مردی می‌شه که تو تمامِ این سال ها باهاشون بزرگ شده.. حالا زندگیش درست تو آستانه ی سی و چهارسالگی درگیر و دار بین گذشته و حال و آینده ای مونده که…گاهی آدم ها تصمیماتی می‌گیرند که سالیانِ سال اثرش جاودان می‌مونه و تو زندگیِ آیندگان تاثیراتِ ژرف و عمیقی می‌گذارد..کلید را در قفل چرخاندم و در با صدای تیکی باز شد.. گام اول را که برداشتم صدای برخورد پاشنه ی کفشم در سکوت وهم برانگیزخانه اکو شد.. برای لحظه ای ایستادم و حرکت نکردم.. لب پایینم را به دندان گرفتم و دستم روی کلید اسیر شده در قفلِ در مشتشد… چیزی در سرم درست مانند آونگ ساعت می کوبید و پژواکش رعشه به تارهای اعصابم می انداخت… شاید باید کمی مراعاتاحوالم را می کردم… اینروزها بیش از حد حساس شده بودم و این سکوتِ دائمیِ خانه انگار جورِ دیگری سازِ مخالف میزد… دلم نمیخواست قدم به خانه ای بگذارم که ….

 بخشی از رمان سکون به قلم عالیه جهان بین

اما بالاجبار گام دوم را برداشتم و در یک حرکت کلید را از قفل بیرون کشیدم و در را تقریبا به هم کوبیدم… باید کسی زندگی را به این خانه برمی گرداند… هوا سرد بود و من عرق می ریختم و چندتار از موهای نمدارم را به هم چسبانده بود… باید دوش می گرفتم…دسته ی کیف چرمم را به دست دیگرم دادم و کلید را روی کانتر انداختم… پرده ها افتاده بود و تاریکی به سکوت خانه عجیب کمک میکرد برای آزارِ دلم … کلید برق را زدم و روشنایی کمی به اطراف پاشید… این خانه ی بی سَکَنه روزی نه چندان دور تنها دلیلِ گذرانِ زندگانی ام بود… دیگر حس و حالی برایم باقی نمانده بود بااین حال برای لحظاتی بلاتکلیف بین سالن بزرگ متوقف شدم و به اطرافم زل زدم.. گویا میخواستم خانه ی بی او را از نزدیک لمس کنم… آشپزخانه سمت راست در اولین پیچ و خمی که به واسطه ی ستون وسط سالن ایجاد میشد قرار داشت… پرده های سورمه ای رنگ که با حریری سفید مزین شده بود.. مبلمان کرم رنگ و تلفنی قدیمی که بیشتر جنبه ی تزیینی داشت کنارِ تلویزیون بزرگ قرار داشت.. چندین و چند گلدان گل که بی ربط به حال او نبود… آباژور پایه بلندی که هرزمان روشن میشد قابِ عکس های زیادی را نشان می داد که روی دیوار جاخوش کرده بودند… حالِ خنده داری بود این حالِ نزار… شاید اگر “میرزابنویسِ” همیشگی بود تلخندی میزد و باز هم همان حرفهای همیشگی را تکرار می کرد.. لبهایم کمی کش آمد به چه جهت را نمی دانم ..

لینک های دانلود اثر
ناشر

زبان

فارسی

شابک

نوع فایل

pdf

حجم

10 مگابایت

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان سکون اثر عالیه جهان بین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت