رمان تب سرد اثر رضا محمودی

دانلود رایگان تب سرد اثر رضا محمودی
دسته‌بندی‌ها: , تاریخ به روز رسانی: 24 بهمن 1400 تعداد بازدید: 128 بازدید
اطلاعات اثر:
  • دسته بندی:داستان و رمان
  • عنوان:تب سرد
  • نویسنده:رضا محمودی
  • ژانر:عاشقانه | اجتماعی
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

  • با خرید قانونی کتاب ها، از ناشران و مؤلفان حمایت کنیم.
  • با ثبت نام رایگان در سایت کافه نویسندگان؛ به هزاران کتاب صوتی و الکترونیک رایگان دسترسی داشته باشید
  • کافه نویسندگان؛ مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های صوتی و الکترونی
امتیاز دهید

دانلود رمان تب سرد اثر رضا محمودی.در این بخش از سایت کافه نویسندگان،رمان تب سرد را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.برای دانلود رمان تب سرد اثر رضا محمودی با ما همراه باشید

 خلاصه رمان تب سرد اثر رضا محمودی

رمان تب سرد نوشته رضا محمودی، سرگذشت دو دختر دانشجو را روایت می‌کند که بنا به دلایلی مجبور به سفر کوتاه مدتی می‌شوند، اما در آن‌جا اتفاقاتی می‌افتد که با چند نفر دیگر به سفر خارج از کشور می‌روند اما از بخت بد آن دو… .

چه خواب عمیقی… با اینکه هنوز خوابم می اومد،و دلم نمی خواست از زیر پتوی گرم و نرمم بلند شم،اما کلی کار داشتم که باید انجام می دادم؛کار هایی که از شب قبل ،توی گوشیم یادداشت کرده بودم. دست هام رو به دو طرف کشیدم و خمیازه کنان بلند شدم و رفتم سمت پنجره، پرده رو کنار زدم،باورم نمیشد، اصن این صحنه رو تو خواب هم ندیده بودم وای خدا مگه میشه،مگه چند ساعت خواب بودم، این همه برف… چه منظره دلچسبی بود، درخت های سر به فلک کشیده ی باغ همه اسیر زیبایی برف شده بودند.همه جا سفید بود و کلاغ ها روی برف ها خود نمایی میکردند هیچ وقت اون حسو فراموش نمیکنم. دوباره برگشتم توی رخت خوابم و دراز کشیدم ،به کل فراموش کردم که باید چیکار میکردم.

بخشی از رمان تب سرد اثر رضا محمودی

پدرم مثل همیشه منو صدا زد که برم صبحانه بخورم،اون همیشه زود تر از همه بلند میشه و واسه همه صبحانه آماده میکنه. پدرم توی یه شرکت راه و ساختمان کار میکنه،اخالق زیاد جالبی نداره،اما آدم منطقیه.و در ضمن خیلی هم سخت گیر،اما دوستش دارم،طبیعیه،چون پدرمه. تختخوابم رو مرتب کردم، اومدم پایین. باز هم مثل همیشه مادر پدرم داشتن باهم بحث میکردن، پدرم هر وقت دعوا می شد،بدون اینکه بحث بالا بگیره، سریع از خونه میزد بیرو ن. اون روز هم مثل همیشه صبحونشو نصفه گذاشت و رفت .من هم رفتم تو آشپز خونه تا صبحانم رو بخورم، همینطوز که داشتم مربا رو روی نون تست میمالیدم،گوشیم زنگ خورد، سیمین بود.
-کجایی؟ چرا گوشی تو جواب نمیدی.
تا گفت کجایی، تازه یادم اومد که امروز قراره باهم بریم چند تا خونه ببینیم. من تازه از خواب بیدار شدم،دارم صبحانه می خورم.

لینک های دانلود اثر
ناشر

زبان

فارسی

شابک

نوع فایل

pdf

حجم

1 مگابایت

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان تب سرد اثر رضا محمودی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
هیچ محصولی در سبدخرید نیست.
ورود به سایت