رمان دختری از تبار زینب اثر سارا پسندیده

دانلود رمان دختری از تبار زینب اثر سارا پسندیده
دسته‌بندی‌ها: , , تاریخ به روز رسانی: 30 اردیبهشت 1401
اطلاعات اثر:
  • دسته‌بندی:داستان و رمان
  • عنوان:دختری از تبار زینب
  • نویسنده:سارا پسندیده
  • ژانر:عاشقانه | مذهبی | طنز
  • تعداد صفحات:448
سوالی دارید؟
  • جدیدترین آثار
  • برترین آثار از برترین نویسندگان
  • خرید مطمئن
  • نشر قانونی آثار نویسندگان
  • مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

رایگان!

  • لینک‌های دانلود در انتهای صفحه قرار دارند
  • با خرید قانونی کتاب ها، از ناشران و مؤلفان حمایت کنیم.
  • با ثبت نام رایگان در سایت کافه نویسندگان؛ به هزاران کتاب صوتی و الکترونیک رایگان دسترسی داشته باشید
  • کافه نویسندگان؛ مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های صوتی و الکترونیک

رمان دختری از تبار زینب

دانلود رمان دختری از تبار زینب اثر سارا پسندیده.در این بخش از سایت کافه نویسندگان رمان دختری از تبار زینب را برای شما عزیزان اماده کرده‌ایم.برای دانلود رمان دختری از تبار زینب اثر سارا پسندیده با ما همراه باشبد.

خلاصه رمان دختری از تبار زینب

رمان راجع به دختری به نام افسانه هست که شخصیت اصلی رمانه و در خانواده مذهبی بزرگ میشه. افسانه به دختر عموش زینب به دانشگاه میره و هردو رشته پزشکی می خونن. در دانشگاه با ملیکا آشنا میشه و باهم دوست میشن. از طرفی پوریا عاشق افسانه میشه و افسانه بخاطر اینکه پسر غیر مذهبی هست، بهش جواب منفی میده و با برادر ملیکا، مرتضی ازدواج می کنه و پوریا به فکر گرفتن انتقام از افسانه و مرتضی است… توجه داشته باشید که تمام شخصیت های داستان خیالی و در صورت متشابه بودن اسم شخصیت ها، تصادفی بوده است.

بخشی از رمان دختری از تبار زینب

(افسانه)
خیلی استرس داشتم. هرچی سعی کردم یکم بخوابم، خوابم نمی برد. تا صبح بیدار بودم و فکر و خیال می کردم. همش می گفتم خدایا یعنی میشه جواب زحمات من و شب و روز بیداری به ثمر برسه؟! رتبه کنکورم یه ماه بود که اومده بود. شده بودم ۵۴ .شک داشتم بتونم دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شم یا نه. باالخره چشمام سنگین شد و خوابم برد. با صدای مادرم بیدار شدم.
– افسانه افسانه پاشو مادر. مگه نگفتی ساعت هشت بیدارت کنم؟ پاشو عزیزم ساعت هشت و نیمه. با هول و وال از خواب بیدار شدم و گفتم: وای مامان چرا زودتر بیدارم نکردی؟! مگه نگفتم هشت بیدارم کن؟؟
– مامان جان من سه ساعته دارم بیدارت می کنم بیدار نمیشی. تقصیر من چیه؟!
– مامان دعا کن دانشگاه تهران قبول شده باشم. دعا کن.
– ان شاء اللّه هرچی خیره بشه مادر جان. رفتم لب تابم رو روشن کردم و رفتم تو سایت. یه دفعه ای با دیدن نوشته روبه روم خشکم زد. بعد از چند بار تکرار کردن اون نوشته، به خودم اومدم و با جیغ گفتم: مامان افسانه مؤمنی.

د…دانش…دانشگاه…عل…علوم… پزشکی… ت…تهران!!! وای خدا باورم نمیشه. خیلی خوشحال بودم. از شوق اشک می ریختم. جاری شدن اشکام دست خودم نبود. خیلی از خدا ممنون بودم. یعنی نمی دونستم چطوری باید از این نعمت بزرگ قدردانی کنم.
– مامان جان آروم باش. چرا جیغ میزنی و بعد گریه می کنی؟! مبارکت باشه عزیزم. هرکس مثل تو اینقدر تالش می کرد نتیجه ش رو هم می گرفت. بهت افتخار می کنم عزیزم. بعد اومد و بغلم کرد و منو بوسید.
– بهت افتخار می کنم افسانه جان. همیشه مایه افتخارم بودی. هیچ وقت نشد برم مدرسه ت معلم هات ازت تعریف نکنن. همیشه رو سفیدم کردی. برای خواهر و برادرات یک الگو خوب بودی. ممنونم ازت افسانه جان

امتیاز دهید
لینک‌های دانلود مستقیم
حجم

1 مگابایت

نوع

کتاب الکترونیک

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان دختری از تبار زینب اثر سارا پسندیده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

ورود به سایت